ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
924
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و اما « اجماع » بسبب آن است كه صحابه ( رض ) بر انكار مخالفتشان با عصمت ثابت براى امت متفق و همرأى بودهاند . و اما « قياس » بدين سبب است كه صحابه ( رض ) بر آن اجماع كردهاند ، چنان كه ياد كرديم . اينهاست : « اصول ادلهء شرعى » آنگاه بايد دانست كه آنچه از سنت نقل مىشود ناگزير بايد خبر آن تصحيح شود ، بدينسان كه در طرق نقل آن تحقيق و مطالعه به عمل آيد و عدالت نقل كنندگان آن در نظر گرفته شود تا حالتى كه علم به صدق آن را حاصل مىكند و مناط وجوب عمل [ به خبر [ 1 ] ] مىباشد باز شناخته شود و اين نيز از قواعد اين فن بشمار مىرود . و مسئلهء تعارض ميان دو خبر و جستن خبر مقدم آن و نيز شناسائى ناسخ و منسوخ به همين قواعد ملحق مىشود و مسائل مزبور از فصول ابواب اصول فقه بشمار مىرود . از آن پس بدلالتهاى الفاظ ميرسيم كه نگريستن و تحقيق در آنها لازم ، است ، زيرا استفادهء معانى بر اطلاق از تركيبات كلام بر اطلاق متوقف بر شناختن دلالتهاى وضعى است ، خواه مفرد و خواه مركب . و قوانين مربوط به زبان عبارتند از : علوم نحو و تصريف و بيان . و هنگامى كه زبان براى گويندگان آن ملكهاى بيش نبود اين مسائل جزو علوم و قوانين بشمار نمىرفت و فقه هم در آن روزگار نيازى به آنها نداشت ، زيرا اصول زبان براى مردم جبلى گرديده و در آنان ملكه شده بود ، ولى هنگامى كه ملكهء زبان عرب در ميان مردم تباهى گرفت آن وقت كهبدانى ( نقادان ) كه براى تنظيم اين فن كمر همت بسته بودند اصول زبان را بنقل صحيح و مقياسهائى كه بدرستى آنها را استنباط كرده بودند گردآورى و ضبط كردند . و قواعد مزبور در زمرهء علومى بشمار آمد كه فقيه براى شناختن احكام
--> [ 1 - ) ] از ( پ )